X
تبلیغات
رایتل

شعرهایی که می‌خوانیم
 
قالب وبلاگ

پیش صاحبنظران ملک سلیمان باد است

 

بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزاد است

 

این که گویند که بنیاد جهان بر آب است

 

مشنو ای خواجه که چون در نگری بر باد است

 

هر نفس مهر فلک بر دگری می‌افتد

 

چه توان کرد چو این سفله چنین افتاده است

 

دل در این پیرزن عشوه‌گر دهر مبند

 

کاین عروسی ست که در عقد بسی داماد است

 

یاد دار این سخن من که پس از من گویی

 

یاد باد آن که مرا این سخن از وی یاد است

 

گر پر از لاله سیراب بود دامن کوه

 

مرو از راه که آن خون دل فرهاد است

 

همچو نرگس بگشا چشم و ببین کاندر خاک

 

چند روی چو گل و قامت چون شمشاد است

 

خیمه انس مزن بر در این کهنه رباط

 

که اساسش همه بی موقع و بی بنیاد است

 

حاصلی نیست به جز غم ز جهان خواجو را

 

شادی جان کسی کز دو جهان آزاد است

 

 

خواجوی کرمانی

[ شنبه 12 آذر‌ماه سال 1390 ] [ 07:43 ب.ظ ] [ رشاد مردوخی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 38233

بک لینک