X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

شعرهایی که می‌خوانیم
 
قالب وبلاگ

جانی که خلاص از شب هجران تو کردم

در روز وصال تو به قربان تو کردم

خون بود شرابی که ز مینای تو خوردم

غم بود نشاطی که به دوران تو کردم

آهی است کز آتشکده‌ی سینه برآمد

هر شمع که روشن به شبستان تو کردم

اشکی است که ابر مژه بر دامن من ریخت

هر گوهر غلتان که به دامان تو کردم

صد بار گزیدم لب افسوس به دندان

هر بار که یاد لب و دندان تو کردم

دل با همه آشفتگی از عهده برآمد

هر عهد که با زلف پریشان تو کردم

در حلقه‌ی مرغان چمن ولوله انداخت

هر ناله که در صحن گلستان تو کردم

دوشینه به من این همه دشنام که دادی

پاداش دعایی است که بر جان تو کردم

فروغی بسطامی

[ دوشنبه 12 تیر‌ماه سال 1391 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ رشاد مردوخی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 42943

بک لینک